بی الف.....!

زیر باران بود

باد می وزید

روشنی کمی،

ز آفتاب مرخصی گرفته بود.

ابر های تیره و سیاه

ناگهان صدای رعد و برق.

باد می وزید........

!@#$%^^%$#@!

لرزش درخت بید

و زمین

میزبان برگ می شد.

 وبرگ هم میهمان ناخوانده.

همچنان باد می وزید........

!@#$%^^%$#@!

در سکوت ابر ها

در صدای برگ ها

کبوتری پرید ناگهان.

زیر تازیانه های

این سهمگین باران!

زیر ظلم ظالمانه باد

که می وزید همچنان.............

!@#$%^^%$#@!

کبوتر

سوی مبدا عشق می رفت

سوی مطلع خورشید،

خورشید منتظر برای طلوع.

و باد می وزید همچنان..........

بی الف ولی!

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
امیر

سلام دوست گرامی! وبلاگ زیبا و دلپذیری دارید. من هم در زمینۀ شعر کار می کنم. خواهشمندم از وبلاگ من دیدار کنید تا اگر خواستید با هم تبادل لینک داشته باشیم. نام وبلاگ من «عاقلان دانند» است. این کار باعث می شود که هنگام سرچ در گوگل هم وبلاگ من و هم وبلاگ شما زودتر و آسان تر پیدا شود و در نتیجه شمار دیدارکنندگان هر دو وبلاگ بالاتر رود. با سپاس شالچی shaalchy.Persianblog.com