کوچه 13 اُم

دل نوشته هاي يك پسر

شب قدر بود.مداح پشت بلندگو گفت : همه دعا کنید... طلب استغفار کنید......

پسرک 5،6 ساله ای که کنار من نشسته بود  شروع به دعا کرد.بعد از چند لحظه برگشت و رو به پدرش گفت:بابا تموم شد!

دوباره بعد از چند لحظه سکوت برگشت  و از پدرش پرسید:بابا ،ماشین می خوایم الان باید بگم؟

پدرش به سری به علامت تایید نشان داد .پسرک رو به قبله شد و دوباره با خدای خودش شروع به صحبت کرد!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱٢ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط Ey.JEy نظرات () |


Design By : Night Skin