کوچه 13 اُم

دل نوشته هاي يك پسر

در زیر چتر ایستاده ای

وگوش می کنی

به آهنگی که باران

می نوازد

و چتر تو آن را پخش می کند

و خوش حالی

در پی انتظاری که می کشی

در فراق دوست!!

و نمی دانی

که اشک های آسمان

که بی وقفه می ریزند

برای کسی است

که با قلمش

شعری برای تو می نویسد.



نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱۱ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط Ey.JEy نظرات () |

در کنار خیابان بود

و او هم انگار

مثل من تنها بود

ولی

چشم در راه کس دیگر بود

قد و بالایش کمی کوتاه بود

چشم هایش تیره و مشکی

هیکلش  چاق و

دلش گنده

و کمی با مزه!!!

.......................................

موش بیچاره انگار

در انتظار مامور شهرداری

 لبجویی

در کنار خیابان

انتظار مرگش را می کشید.



نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٤ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط Ey.JEy نظرات () |

صدایش در گوش هایم

بلند شنیده می شد

و در سرم می پیچید

 و اجباری بود

تا چشم از هم بردارم.

و به پوچی حرفش که پی می برم

دوباره کم خوابی دیشبم بود

 که به سراغم می آمد

و سکوت کلاس

که با پر حرفی معلم

ادغام شده بود

مرا به خواب وا می داشت

و این صدای لعنتی معلم بود

که دوباره مزاحم خواب من می شد!!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط Ey.JEy نظرات () |


Design By : Night Skin